دعای فرج عطش - مطالب خرداد 1390
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب چیست؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ما سربازان گمنام امام زمان (عج) در پی آنیم که در این وبلاگ به بحث ولایت و مهدویت پرداخته و آنگونه که بایسته و شایسته است بتوانیم در این مسیر قدمهای مثمر را برداشته و رضایت حق تعالی را کسب کرده و لبخندی دلنشین بر لبان مولایمان امام خامنه ای (مدظله) بنشانیم .
انشاالله ...
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی


تبریز بیدار


 گلشن راز

ذکر روزهای هفته وصیت شهدا
ابر برچسب ها
مرتبط با : ولایت , 

* شهید دستغیب می‌فرمایند : امام فرموده : به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینكه رهبر بگویید . آقای علی خامنه‌ای هم این ‌جوری است، مقام نمی‌خواهد ، مقام روی او اثر نمیگذارد.



برچسب ها :
خامنه ای ,  خدمتگزار , 
مرتبط با : ولایت , 

آیت الله طالقانی تصریح می فرمودند: آقای خامنه ای امید آینده اسلام است.



برچسب ها :
طالقانی ,  خامنه ای ,  امید اسلام , 
مرتبط با : ولایت , 

* آیت ‌الله مصباح یزدی می فرمایند : اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شكر كنیم كه خدا چنین رهبری را به ما داده ، والله معتقدم كه از عهده شكر این نعمت برنمی ‌آییم . رهبر عزیز ما تلولو معصوم (ع) است.



برچسب ها :
شکر نعمت ,  رهبر , 
مرتبط با : ولایت , 

امروز نقش آیت‌الله خامنه‌ای در پیشرفت ادبی كشور و درخشش شاعران انقلاب، نقشی بی‌بدیل و ممتاز است. از اهتمام ا‌یشان به ادبیات همین بس كه در آن روزهای پرآشوب بعد از پیروزی انقلاب كه برای شخصیت‌ها‌یی مانند آیتالله خامنه‌ای كه در شورای انقلاب، كشور را اداره می‌كردند، بی‌تردید فرصت هیچ كار و فعالیتی نبود، تصمیم گرفتند شاعران برجسته را برای ساختن فرهنگ جدید فرابخوانند. خود با بعضی از آنان تماس گرفتند و به دیدار برخی‌شان رفتند. مرحوم استاد مهرداد اوستا از كسانی بود كه به دعوت ایشان لبیك گفت: «تلفن اوستا را داشتم. با منزلش تماس گرفتم. خانمی گوشی را برداشت. گفتم من فلانی هستم. با آقای اوستا كار دارم. آمد و خیلی بامحبّت برخورد كرد. گفتم: آقای اوستا! دیگر نوبت شماست. حالا باید به میدان بیایید. گفت: چشم. چشم. واقعاً هم به میدان آمد. این را نمی‌توانم حدس بزنم كه بدون آن تماس هم می‌آمد یا نمی‌آمد، اما واقعاً وارد میدان انقلاب شد.



ادامه مطلب

برچسب ها :
پیروزی ,  خامنه ای ,  انقلاب , 
مرتبط با : ولایت , 

برای كسانی كه از دیگر شؤون زندگی حضرت آیتالله خامنه ای خبر نداشته باشند، چه‌بسا براساس همین گزارش مختصر ما، گمان كنند تمام زندگی ایشان در  آن سال‌های جوانی به شعر و ادبیات گذشته است. در حالی كه اگر روزی زندگینامه‌ی مشروح معظم له نوشته شود، دچار حیرت خواهند شد. از مطالعات و فعالیت‌های قرآنی و دیگر كنجكاوی های ایشان در آن ایام كه بگذریم، در همین سال‌ها (یعنی بیست‌وچهار سالگی) ایشان در نظر استادانش به عنوان یك پدیده نگریسته می‌شده است. به‌گونهای كه در هفده‌ سالگی به درس خارج فقه آیتالله میلانی راه مییابد و در بیست‌وچهار سالگی كه وارد مبارزات سیاسی میشود، اگر به درجه‌ی اجتهاده نرسیده بوده، قطعاً در آستانه‌ی اجتهاد بوده است.





برچسب ها :
زندگی ,  ادبیات ,  فعالیت قرآنی , 
مرتبط با : ولایت , 

در بیست‌وچهار سالگی ایشان، شور شعر نیز رو به كاستی نهاد و بعد از آن در زندگی ایشان كمتر شاهد فعالیت‌های ادبی مانند آن‌چه كه آمد، هستیم. گفته شده است این به خاطر سفارش مرحوم امیری فیروزكوهی بود‌ه. او در همین سال‌ها ایشان را از این گونه پرداختن به شعر بر حذر داشته بود و گفته بود: «حیف است شما صرف شعر شوید.» این در زمانی بود كه: «كمتر غزلی از حافظ خوانده می‌شد كه من یك مقدارش را حفظ نباشم. غزل‌های بسیاری از سعدی حفظ بودم. غزل‌های بسیاری از شعرای مختلف سبكِ هندی، از صائب و كلیم و عرفی و قدسی گرفته تا حزین لاهیجی ‌و بیدل و اواخر سبك هندی فراوان حفظ بودم. الان هم خیلی حفظ هستم. البته گاهی به مناسبتی تك-بیتی یادم می‌آید. تك‌بیت خیلی حفظ هستم. تك‌بیت‌های خوبی هم حفظ هستم.»

اما بعد از این كوششی برای حفظ شعر نداشت و حتی بعضی از آن ابیات از ذهنش فراموش شد تا این‌كه در زندان سال 1353 در تنهایی سلول تنگ و تاریك كمیته‌ی ضد خرابكاری كه خاطرهاش هنوز هم ایشان را متأثر می‌كند، ناگهان احساس كرد شعرهای سال‌ها فراموش شده به خاطرش می‌آید.

در دوری‌گزینی اش از شعر و ذوقیات، احتمالاً نهی امیری فیروزكوهی بی‌تأثیر نبوده است، اما نمی‌توان آن را همه‌ی علت دانست. بلكه با شروع مبارزات سیاسی و بازداشت‌های مكرر و زندان‌های پی‌درپی، خیلی از تكاپوهای جانبی او تحت‌الشعاع زندگی جدید قرار گرفت. «از سال 41 به بعد، ابواب بسیار تازه‌ای در زندگی ما باز شد كه قبلاً اصلاً سابقه‌ نداشت؛ و خیلی از كارهای قبلی‌مان تعطیل شد. برای نمونه، من دفتر شعری كه داشتم و در آن شعر می‌نوشتم، آخرین تاریخش سال 43 است. درواقع تا سال 41 ادامه دارد، بعد كم می‌شود. به 43 كه می‌رسد، تمام می‌شود. یعنی باب شعر و ارتباط با شاعران و مسائلی مانند این‌ها اصلاً بسته می‌شود. البته با رفقای شاعر ارتباط داشتم. اما من ‌كه زمانی كه قم بودم، از قم كه به مشهد می‌آمدم، برنامه را جوری ترتیب می‌دادم كه جلسه‌ی آن هفته‌ی انجمن ادبی [فردوسی] را درك كنم، به‌كل آن را كنار گذاشتم. ارتباطم با رفقای شاعر، منحصر به رفقایی مثل مرحوم قُدسی و امثال او شد كه در مقوله‌ی ما وارد بودند. یعنی به‌كلْ وضع زندگی ما عوض شد. آن وقت ازجمله ورود در مباحث فلسفی، به‌خصوص مربوط به ماركسیسم و سوسیالیسم آغاز شد. كتاب‌ها و نقدها را می‌خواندم و مسائل را مداقّه می‌كردم.»


مرتبط با : ولایت , 

طلاب از روز نخستین ورود به حوزه‌ی علمیه تا چند سال پیاپی وقتشان به آموختن ادبیات عرب می‌گذرد و در ساختار زبان عربی و صرف و نحو تلاش‌هایی بسیار می‌كنند. مخصوصاً دقت‌هایی كه در شناخت ریشه‌ی كلمه میكنند و نقش‌های متفاوت آن ‌را در جمله می‌آموزند، بسیار ظریف و چه‌بسا بی‌نظیر است‌، اما با وجود این، الفاظ و لغاتی كه در طول این سال‌ها فرامی‌گیرند، بسیار اندك است و عمدتاً در محدوده‌ی اصطلاحات فقه و اصول می‌گردد. بنابراین آقای خامنه‌ای كه ‌افق‌هایی به وسعت جهان اسلام داشت، به این اكتفا نكرد و تصمیم گرفت عربی روز و نگارش آن را نیز بیاموزد. اتفاقاً در میان طلاب خوزستانی ادیب فاضلی بود به نام «كرمی» كه در ادبیات عرب معاصر دستی داشت. به درخواست آقای خامنه‌ای و دوستانش او صبح‌های روزهای پنج‌شنبه و جمعه جلسه‌ای را برای این منظور برقرار كرد و به شكل كارگاهی بعضی كتاب‌های پرمخاطب روز جهان عرب را موضوع بحث قرار داد. حاصل این جلسات برای آقای خامنه‌ای ترجمه‌ی كتابی شد از نویسنده و شاعر نامدار لبنانی، جبران خلیل جبران به نام «اشك و لبخند» از كتاب «دمعة و ‌الإبتسامة». هر چند پیش از این‌كه او اقدام به چاپ كند، این كتاب توسط مترجم دیگری منتشر شد، اما این نخستین گام او در حوزه‌ی ترجمه و نویسندگی بود. ترجمه‌های بعدی ایشان در حوزه‌ی دین و تفكر بود و انتشار نخستین آن برایش حكم زندان را به ارمغان آورد!



برچسب ها :
کرمی ,  اشک و لبخند ,  جهان ,  مترجم , 
مرتبط با : ولایت , 

هر چه كه شوق نخستین رمان‌خوانی در سیدعلی جوان رو به كاستی گذاشت، شور شعر در دل و جانش فزونی یافت: «مطالعه‌ی رمان مربوط به اوائل طلبگی‌ام بود، اما تدریجاً این‌گونه مطالعاتم وقتی كه به فقه و اصول و این‌ها رسیده بودم، كم شد. البته باز هم قطع نشده بود و دیگر به شعر و دواوین شعرا و كتاب‌هایی كه در زمینه‌ی تاریخ ادبیات بود، كتاب‌هایی كه در زمینه‌ی سبك شعر بحث می‌كرد، به‌تدریج نزدیك و آشنا می‌شدم. تا وقتی كه قم رفتم.»

ادامه مطلب

برچسب ها :
رمان خوانی ,  شعر ,  سید علی ,  ادبیات , 
با ورود سیدعلی نوجوان (كه از كودكی در خانه‌ علی‌آقا صدایش می‌كردند) به حوزه‌ی علمیه، پای او به كتابخانه‌ی آستان قدس رضوی نیز باز شد. او در كنار مطالعه‌ی كتب تاریخی و حدیثی، با گونه‌ای از ادبیات نوین به نام «رمان» آشنا شد كه دنیای آن برایش شگفت‌آور بود.

ادامه مطلب

نخستین معلم
بی‌تردید نخستین معلم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خیلی از امور و از جمله ادبیات، مادر ایشان بودە. آن بانوی فاضله هنگامی كه در نوزده سالگی به خانه‌ی آقاسیدجواد خامنه‌ای آمد‌ه، در میان جهیزیه‌اش، دیوان حافظی بود‌ه چاپ بمبئی؛ یادگار خلوت‌های انس پدر كه در حواشی‌اش ذكریاتی داشت از سفرهای مكه و مدینه‌اش و حال خوشی كه او با غزل‌های خواجه در آن دیدارهای روحانی داشته است
پدرش، آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی هم بیگانه با ذوقیات ادبی نبود. او از روحانیانی بود كه در سال‌های تحصیل فقه و اصول در نجف اشرف، با سلسله‌ی عالمان اهل معرفت و عرفان هم سر و سری داشت و از محضر نامداران این رشته، مخصوصاً آیت‌الله سیدعلی قاضی طباطبایی بهره‌ها برده بود.  دختر در محضر چنین پدری نه‌تنها قرآن و ادعیه و تاریخ آموخته بود، ‌كه ذوق ادبی خود را هم پرورش داده بود و با اشعار شاعران و به‌ویژه ابیات مشحون از معرفت ‌نیز آشنا بود. وی در این میان بیشتر غزل‌های حافظ را حفظ بود و از آن‌ها برداشت‌های عرفانی می‌كرد.

«حقوق او برای من جبران‌ناپذیر است. من اولین نغمه‌های خوش قرآن را از حنجر‌ه‌ی مادرم شنیدم. آن وقت‌ها كه ما بچه بودیم، ایشان جوان بودند و صدای خیلی خوبی داشتند. ما -خواهر بعد از من و مدتی هم برادر بزرگم- دور او جمع می‌شدیم و می‌نشستیم و ایشان قرآن را با صوتی خیلی شیرین و دل‌پذیر برای ما می‌خواند و آیاتی از آن را ترجمه می‌كرد. اولین بار من داستان پیامبران، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت ابراهیم، حضرت یعقوب، حضرت ایوب و داستان‌های گوناگون قرآن را از مادرم شنیدم و در این زمینه همه‌ی معلومات من از پیامبران، هنوز متأثر از همان‌هایی است كه مادر برایم گفته است.»

»مادرم خانمی بود بسیار فهمیده، باسواد، كتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ‌شناس –البته نه به معنای علمی، بلكه به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ– با قرآن كاملاً آشنا بود ... بعضی از شعرهای حافظ كه هنوز یادم است، از شعرهایی است كه آن وقت از مادرم شنیدم؛ از جمله این یك بیت یادم است:

سحر چون خسرو خاور عَلم در كوهساران زد     به دست مرحمت یارم در امیدواران زد»



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic