دعای فرج عطش - مطالب آذر 1389
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب چیست؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ما سربازان گمنام امام زمان (عج) در پی آنیم که در این وبلاگ به بحث ولایت و مهدویت پرداخته و آنگونه که بایسته و شایسته است بتوانیم در این مسیر قدمهای مثمر را برداشته و رضایت حق تعالی را کسب کرده و لبخندی دلنشین بر لبان مولایمان امام خامنه ای (مدظله) بنشانیم .
انشاالله ...
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی


تبریز بیدار


 گلشن راز

ذکر روزهای هفته وصیت شهدا
ابر برچسب ها

اگر چه گلستان تو پرپر است                جهان از نگاه تو زیباتر است

جهان از نگاه تو صبحی زلال                که پاشیده از حنجر اصغر است

بهار است هر سو نظر می کنی              بهاری که از زخم، بارآور است

پس از تو، نگارینه حسن را                 شکوه دگر، شوکت دیگر است

مرامت همه ظاهر و باطن است              کلامت همه اول و آخر است

ولای تو در این شب سوت و کور           همان آتش زیر خاکستر است

ولایی که فردا چنان آفتاب                    بر امواج دلها، جهان گستر است

مصطفی محدثی خراسانی



شور به پا می کند خون تو در هر مقام                       می شکنم بی صدا در خود هر صبح و شام

باده به دست تو کیست؟ طفل جوان جنون                    پیر غلام تو کیست؟ عشق علیه السلام

در رگ عطشانتان، شهد شهادت به جوش                   می شکند تیغ را خنده خون در نیام

ساقی بی دست شد، خاک ز می مست شد                   میکه آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام

بر سر نی می برند ماه مرا از عراق                          کوفه شود شامتان، کوفه مرامان شام

از خود بیرون زدم، در طلب خون تو                         بنده ی حر توام، اذن بده یا امام

عشق به پایان رسید، خون تو پایان نداشت                  آنک پایان من در غزلی ناتمام

علیرضا قزوه



پس از اینکه کاروان اسیران را وارد شام کردند. روانه ی مسجد جامع شهر شدند و در مسجد منتظر ماندند تا اجازه ی ورود به مجلس یزید را بگیرند. پس از وارد کردن اسیران به مجلس یزید، ایشان را در مقابل او نگاه داشتند، امام چهارم علیه السلام به یزید فرمود: اگر رسول خدا(ص) ما را در این حالت ببیند، گمان داری با تو چه خواهد کرد؟ و فاطمه دختر امام حسین(ع) فریاد زد: ای یزید آیا دختران رسول خدا(ص) باید این گونه به اسارت گرفته شود؟ اهل مجلس با شنیدن این جمله از دختر امام حسین(ع) به گریه افتادند. به گونه ای که صدای گریه ی ایشان شنیده می شد. یزید چون وضعیت را به این گونه دید، ناچار دستور داد دستهای امام چهارم را باز کنند. آنگاه یزید به امام سجاد علیه السلام گفت: ای پسر حسین! پدرت رابطه ی خویشاوندی را نادیده گرفت و مقام و منزلت مرا در نیافت! و با سلطنت من درآویخت و خدا آنگونه که دیدی با او رفتار کرد!علی بن الحسین علیه السلام آیه ی 26 از سوره ی مبارکه آل عمران را تلاوت فرمود. آنگاه یزید به فرزند خود خالد گفت: پاسخ او را بده! ولی خالد ندانست چه جوابی گوید! ابن شهر آشوب گفته است: پس از آن علی بن الحسین علیه السلام فرمود: ای پسر معاویه و هندو صخر! نبوت و پیشوایی همیشه در اختیار پدران و نیاکان من بوده پیش از آن که تو زاده شوی! براستی که در جنگ بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست جدم علب بن ابی طالب و پرچم کافران در دست پدر و جد تو بود! سپس امام چهارم علیه السلام ادامه داده، فرمود: ای یزید! وای بر تو! اگر می دانستی چه عمل زشتی را مرتکب شده ای و با پدرم و اهل بیت و برادر و عموهای من چه کرده ای، مسلماََ به کوهها می گریختی! و بر روی خاکستر می نشستی! و فریاد به واویلا بلند می کردی! که سر پدرم حسین فرزند فاطمه(س) و علی(ع) را بر سر در دروازه شهر آویخته ای! و ما امانت رسول خدا در میان شما هستیم؛ تو را به خواری و پشیمانی فردا بشارت می دهم! و پشیمانی فردا زمانی است که مردم در روز قیامت گردآیند.



در كلمه طیبه از علامه وحید بهبهانى نقل فرموده گفت :
در خواب دیدم حضرت سیدالشهداء علیه السلام را عرض كردم :
سید و مولاى من آیا سوال مى كنند از كسى كه دفن شده باشد در جوار شما ؟
فرمود كدام فرشته جرات سوال كردن از او را دارد ؟

1- در بحار از كامل الزیارة از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت كرده كه فرمود: زمین كعبه فخر كرد و گفت : كدام زمین مثل من است و حال آن كه خانه خدا در پشت من واقع شده است و مردم از راه هاى نزدیك و دور به سوى من مى آیند و من حرم و محل امن الهى هستم ؟
پس خداوند وحى بر اوكرد: بس كن و آرام بگیر، نسبت فضیلت تو با فضیلتى كه به زمین كربلا داده ام چون سوزنى است كه در آب دریا و از آب دریا بردارد اگر نبود زمین كربلا من به تو فضیلتى نمى كردم و اگر نمى بود آن وجود شریفى كه زمین كربلا در بر دارد، من خلق نمى كردم آن خانه اى كه به آن فخر مى كنى پس آرام بگیر و مستقر باش و متواضع و ذلیل و خوار باش ، والا غضب مى كنم بر تو و تو را به آتش جهنم مى برم.

كربلا و آب فرات نخستین زمین و آبى است كه خداوند آن را مقدس و پاك گردانید پس فرمود خداوند به آن زمین تكلم نما به آن چیزى كه خدا تفضیل داده است تو را پس آن زمین گفتن در زمانى كه زمین ها و آب ها تفاخر نمودند بعضى بر بعضى منم زمین خدا كه مقدس مباركم و شفا در خاك من است .
غرض فخر كردن نیست بلكه خاضع و ذلیلم در برابر كسى كه این شرافت را به من داده است و غرضم فخر كردن نیست بر این كه پست تر از من است بلكه شكر است از براى خدا.
پس خداى متعال گرامى داشت آن زمین را و زیاد نمود فضیلت و كرامت آن را به سبب امام حسین علیه السلام و اصحاب او به سبب تواضع و شكرى كه كرد از براى خدا شاعر چه زیبا سروده است :

یا رب اگر زكرده ما پرده افكنى
ما را به خجلت ابدى رسوا كنى
یا رب همین بس است كه تمناى ما ز تو
هنگام مرگ دفن ما كربلا كنى

چنان كه گذشت زمین كربلا بر زمین مكه شرافت دارد و هنگامى كه زمین مكه به شرافت خانه خدا بودن بر خود مى بالید، خطاب شد: آرام باش كه افضلیت تو به خاطر خاك كربلا است و این مسلم است ، زیرا امام حسین علیه السلام علت مبقیه اسلام شد و اگر امام حسین علیه السلام نمى بود كسى حج خانه خدا نمى كرد پس زمین كربلا كه مدفن امام حسین علیه السلام است بر زمین مكه كه محل خانه كعبه است افضلیت دارد در اخبار مكرر نقل شده كه زمین كربلا 24 هزار سال پیش از زمین مكه حرم امن الهى بود و از این وقایع تمام پیامبران آگاه شدند و جبرئیل - فرشته رحمت خدا - همه رسولان را از زمین كربلا و وقایع آن آگاه ساخت .

از حضرت سجاد علیه السلام روایت شده كه زمین كربلا قطعه اى از بهشت است و روز قیامت در بهشت مى گذارند و آن قطعه زمین مانند خورشید درخشان در بین زمین هاى بهشت منور است .

در تهذیب از امام جعفر صادق علیه السلام روایت مى كند كه فرمود:
شاطى الواید الایمن كه خداوند در قرآن ذكر فرموده فرات است و بقعه مباركه كربلا است .



در كافى از حضرت ابى عبدالله (ع) روایت كرده اند كه جبرئیل امین بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض كرد:
خداوند سلام مى رساند و تو را بشارت مى دهد به این كه فاطمه (ص) پسرى بیاورد و امت تو از روى جهل و نادانى او را خواهند كشت رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: از من به خداوند عالم سلام باد ، به مولودى كه امتم را او را شهید خواهند كرد نیازى ندارم .

جبرئیل علیه السلام به آسمان بازگشت و دیگر باره نزول فرمود و گفت : خداوندت سلام مى رساند كه پاداش این ستمى كه بر مولود تو مى رسد، وصایت و ولایت و امامت را در ذریه پاك او و اولادش خواهم گذاشت رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
به آن چیزى كه پروردگار جهان خواسته است خشنودم .
پس نزد حضرت فاطمه علیها السلام رفته مژده آنچه از جانب خداوند شنیده بود باز گفت : حضرت زهراعلیها السلام عرض كرد: به چنین فردى كه باید شهید شود نیازى ندارم . حضرت بار دیگر بیان فرمود كه جبرئیل نازل شده و مى گوید كه امامت و ولایت و صاحب در اولاد حسین علیه السلام است پس حضرت زهراعلیها السلام رضاى خویش را به پدر اظهار نمود.



«یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منمك» اى اهل ایمان ، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) را اطاعت كنید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید این كار (رجوع به حكم خدا و رسول) براى شما از هر چه تصور كنید بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود.

ابوبصیره از ابوعبدالله علیه السلام درباره این آیه پرسید، حضرت فرمود: این آیه در شان على بن ابى طالب و امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شد.



روزی امام صادق علیه السلام به شاعری به نام ابوعماره فرمود:«چند بیت شعر در مرثیه حسین علیه السلام بخوان
ابوعماره شروع به خواندن کرد و امام گریست.

آن‌گاه فرمود:«همان گونه که با دوستان خود نوحه می‌کنید بخوان

ابوعماره شروع به نوحه‌خوانی کرد و صدای گریه بانوان خاندان امام نیز از پشت پرده بلند شد.

آن‌گاه امام فرمود:«هر کس شعری در مرثیه امام حسین علیه السلام بخواند و پنجاه نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می گردد، و هر کس سی نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می گردد و هر کس بیست نفر و هر کس ده نفر را و هر کس پنج نفر را و حتی یک نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می گردد. هر کس مرثیه بخواند و خود بگرید نیز بهشت بر او واجب می‌گردد و هر کس اشکش جاری نشود اما تباکی کند (یعنی وانمود کند گریه می‌کند) نیز بهشت بر او واجب می‌شود.»

v    توضیح:

منظور امام حسین علیه السلام از این که: «من کشته گریه و زاری ام» می تواند این باشد که گریه و زاری و اندوه از ماجرای کشته شدن حضرت جداشدنی است و هیچگاه حادثه عاشورا را نمی توان بدون گریه و زاری بازگو کرد همانگونه که در ادامه روایت آمده است که: «هر مؤمنی با یاد او گریان می شود».

 



یزید پس از معاویه بر تخت حكومت اسلامى تكیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند,و براى این كه سلطنت ناحق و ستمگرانهاش را تثبیت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند.به همین منظور, نامهاى به حاكم مدینه نوشت و در آن یادآور شد كه براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .حاكم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود.امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید.(17)آن گاه كه افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بیایمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمیكند) بر مسند حكومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)امام حسین (ع ) میدانست اینك كه حكومت یزید را به رسمیت نشناخته است , اگر درمدینه بماند به قتلش میرسانند, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مكه حركت كرد.آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید,در بین مردم مكه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به كوفه هم رسید.كوفیان ازامام حسین (ع ) كه در مكه بسر میبرد دعوت كردند تا به سوى آنان آید و زمامدارامورشان باشد.امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزدیك ببیند و برایش بنویسد.مسلم به كوفه رسید و با استقبال گرم و بیسابقهاى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت كردند, و مسلم هم نامهاى به امام حسین (ع ) نگاشت وحركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.هر چند امام حسین (ع ) كوفیان را به خوبى میشناخت , و بیوفایى و بیدینیشان را درزمان حكومت پدر و برادر دیده بود و میدانست به گفتهها و بیعتشان با مسلم نمیتوان اعتماد كرد, و لیكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند(18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام میخواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با این كار هم به وظیفه خویش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نكرده ,بلكه علیه او قیام كرده است .یزید كه حركت مسلم را به سوى كوفه دریافته و از بیعت كوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (كه از پلیدترین یاران یزید و از كثیفترین طرفداران حكومت بنى امیه بود) به كوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتكار و بیایمان كوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و كار به جایى رسید كه عدهاى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.امام حسین (ع ) از همان شبى كه از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزید, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم .و این مأ موریتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خودو اصحاب و فرزندان و اسیرى خانوادهاش اتمام پذیرد.رسول گرامى (ص ) و امیرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پیشوایان پیشین اسلام , شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود.(19)و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست كه آخر این سفر به شهادتش میانجامد, ولى او كسى نبود كه دربرابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانوادهاش واهمهاى به دل راه دهد.او آن كس بود كه بلا را و شهادت راسعادت میپنداشت .(سلام ابدى خدا بر او باد) .خبر شهادت حسین (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بودكه عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند.چون جسته و گریخته , از رسول الله (ص )و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند.بدینسان حركت امام حسین (ع ) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال كشته شدنش را دراذهان عامه تشدید كرد.بویژه كه خود در طول راه میفرمود: من كان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.(20)هر كس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید.و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد كه حضرتش را از این سفر منصرف سازند.غافل از این كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد كشید.بارى امام حسین (ع ) با همه این افكار و نظریهها كه اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و كوچكترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام , رفت , و شهادت را دریافت .نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر یك ستارهاى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خونهایشان شنهاى گرم دشت كربلا را لالهباران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناهآلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست .راستى هرگز اندیشیدهاید اگر شهادت جانگداز و حماسهآفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) میدانستند, و آن گاه اخبار درباریزید و شهوترانیهاى او و عمالش را میشنیدند, چقدر از اسلام متنفر میشدند, زیرااسلامى كه خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنیدیم و خواندیم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نكبتبار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتكار جیرهخواران بنى امیه برداشتند و ثابت كردند كه یزید سگباز وشرابخوار است , هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریكهاى كه او بر آن تكیه زده جایگاه او نیست .سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تكمیل كرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان كه نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دناءت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت .نگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم وپرنتیجه دست یافت .از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان كه به شرافت وعظمت انسان ارج میگذارند, همهساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام وشهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم میشمارند, و خلوص خویش را با گریه برمصایب آن بزرگوار ابراز میدارند.پیشوایان مآلاندیش و معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند.غیر از این كه خود به زیارت مرقدش میشتافتند و عزایش را بر پا میداشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرمودهاند.ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان .وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من میخواندم و آن عزیز میگریست , چندان كه صداى گریه از خانه برخاست .بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود.(21)و نیز از آن جناب است كه فرمود: گریستن و بیتابى كردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , كه ثواب و جزایى گرانمایه دارد.(22)باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه یكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید كه به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى كه به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد.(23)امام صادق (ع ) میفرماید: ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یكون من الاعمال .همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیدهاى ارزش و فضیلتش بیشتر است .(24)زیرا كه این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است كه به جهانیان درس ایمان و عمل صالح میدهد و گویى روح را به سوى ملكوت خوبیها و پاكدامنیها و فداكاریهاپرواز میدهد.هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ), و مشرف شدن به زیارت قبرش وبازنمایاندن تاریخ پرشكوه و حماسهساز كربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لكن بایددانست كه نباید تنها به این زیارتها و گریهها و غم گساریدن اكتفا كرد, بلكه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى , فداكارى و حمایت از قوانین آسمانى را به ما گوشزدمینماید, و هدف هم جز این نیست , و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى میگراید.

 



فضایلى كه براى زایر است به حسب حالات و آن شانزده فضیلت است :

یكم : در حالت رفتن به زیارت ، چنان كه از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروى است كه خداوند را فرشتگانى است كه موكلند بر قبر حسین علیه السلام پس چون كسى قصد زیارت آن مظلوم نماید خداوند گناهان او را به ایشان مى دهد، پس چون یك گام برداشت همه آن گناهان را محو كنند و در قدم دوم حسنان او را مضاعف نمایند، و همچنین در گام سوم و چهارم و همچنین تا این كه بهشت بر او واجب بود و چون بعد از نیت غسل كند ندا دهد او را خاتم انبیا كه : اى مهمان خدا، بشارت باد تو را كه رفیق من خواهى بود در بهشت و ندا كند او را على علیه السلام كه : من ضامنم كه حاجات شما را شود ، و در راست و چپ او باشند تا مراجعت نماید .

دوم :در حال مهیا كردن اسباب زیارت كه آن سبب خوشحالى اهل آسمان هاست.

سوم : هرگاه چیزى صرف نماید در مهیا كردن اسباب زیارت ، پس به هر درهمى به قدر كوه احد حسنات به او دهند، و اضعاف او را به او رد كنند، و بلاها از او دفع شو و در روایت ابن سنان آمده است كه به هر درهم به او دهند هزار، و هزار و هزار تا ده مرتبه ، و رضاى خدا و دعاى پیغمبر صلى الله علیه و آله و امیرالمومنین و ائمه هدى از براى او بهتر است.

چهارم : چون از منزلش بیرون آمد ششصد ملك از شش جهت به مشایعت او آیند.

پنجم : چون به راه افتد بر هر چه قدم گذارد در حقش دعا كند و به هر گامى هزار حسنه برایش نوشته شود،  و اگر در كشتى مضطرب گردد ندا رسد خوش به حال شما كه بهشت از براى شماست.
و اگر سوار باشد پس به هر گامى كه مركوبش بر دارد هزار حسنه از برایش نوشته مى شود.

ششم : هر گاه آفتاب بر او تابد گناهاش را تمام كند چنانكه آتش هیزم را مى سوزاند.

هفتم : هر گاه از شدت گرما یا حركت عرق كند، پس در مزار كبیر روایت شده است كه به هر عرقى هفتاد هزار ملك خلق مى شود كه از براى زوار آن حضرت استغفار مى كنند تا روز قیامت .

هشتم : چون آب فرات غسل كند به جهت زیارت ، بریزد گناهان ایشان ، و ندا كند ایشان را خاتم انبیا كه :بشارت باد شما را كه رفیق مى خواهید بود رد بهشت ، و امیرالمومنین علیه السلام گوید: من ضامن قضاى حوایج رفع بلا از شما هستم در دنیا و آخرت چنانكه گذشت .

نهم : چون به راه افتد بعد از غسل خدا از برایش به هر قدمى كه بر دارد یا بگذارد صد حج مقبول ، و صد عمره مقبوله ، و صد جهاد كه در پیش روى پیغعمبر خدا صلى الله علیه و آله با بدترین دشمنان او كرده باشد.

دهم : چون نزدیك كربلا رسد چند صنف از فرشتگان به استقبال او آیند، كه از آن جمله چهار هزار فرشته اند كه به یارى آن سرور آمدند در روز عاشورا و مامور شدند كه در همان زمین بمانند، و از آن جمله هفتاد هزار فرشته .

دعاى فرشتگان براى زوار :

یازدهم : حضرت را زیارت كند آنجناب به او نظر كند پس در حقش دعا كند و از پدر و جدش خواهد كه براى او طلب مغفرت نمایند.
پس ملائكه برایش دعا كنند و همه انبیا و مرسلین ، و نوشته شود از برایش ‍ ثواب جمیع عبادات ، چنان كه گذشت و مصافحه كنند با او ملائكه و مهرى ، بر صورتش زنند از نور عرش كه این است زیرا قبر حسین علیه السلام فرزند خاتم انبیا و سید شهدا.

دوازدهم : چون مى خواهد به وطنش مراجعت نماید متابعت كنند او را چند صنف از ملائكه خصوصا جبرئیل ، و میكائیل و اسرافیل ، و همان چهار هزار ملك ،و هفتاد هزار كه گذشت و بالخصوص دو ملك به نزد او آیند و به او و اهل بیت رسول الله صلى الله علیه و آله هستى به خدا قسم كه آتش را به چشم نخواهى دید و تو را نخواهد خورد، منادى ندا كند كه : خوشا به حال تو كه بهشت از براى تو است.

سیزدهم : هرگاه وفات نماید بعد از زیارت الى یك سال یا دو سال ، آن ملائكه بر جنازه اش حاضر شوند، و از برایش طلب مغفرت نمایند،  او را زیارت كند در حال موت یا در شب اول قبر.

پس اى كسانى كه در قبر غریب و تنها خواهید بود، و به وحشت آن مبتلا خواهید شد، و كسى به زیارت نخواهد آمد، كه با شما مواجهه نماید، بلكه اگر كسى به زیارت بیاید، نزدیك قبر شما خواهد ایستاد و به فاصله دو زراع خاك و گل ، پس هر گاه زیارت كنى امام حسین علیه السلام را البته آن جناب در آن حال به زیارت تو آید و به طریق مواجهه ، و بر تو سلام خواهد كرد، پس آیا دیگر وحشت و خوفى از براى تو باقى خواهد ماند ؟و هر چند بیشتر زیارت كرده باشى ، و شوقت به او زیاده باشد او هم مكرر به زیارت تو خواهد آمد و مانوس تو خواهد بود .

حضور ملائكه در تشییع جنازه زوار :

چهاردهم : از امام صادق علیه السلام نقل شده كه هرگاه زائر در بین راه بمیرد، ملائكه در تشییع جنازه او حاضر مى شوند و كفن و حنوط از بهشت از براى او مى آورند و بر او نماز مى گزراند و از ریحان بهشت در زیر او فرش ‍ مى كنند، و زمین قبر گشاده مى شود از هر سمت به قدر سه میل ، و درى از بهشت به سوى قبرش مى گشایند، كه از روح و ریحان آن بر او داخل مى شود تا روز قیامت.

پانزدهم : از امام صادق علیه السلام نقل شده : هرگاه در بین راه به او اذیتى رسد از حبس یا ضرب در عوض هر روزى كه حبس شود یا غمى به او رسد، فرحى در قیامت به او خواهد رسید، راوى عرض كرد: اگر بعد از حبس او را بزنند به جهت قصد زیارت ؟ فرمود: به عوض هر زدنى یك حورى به او دهند و به عوض هر دردى هزار هزار حسنه به او داده شود هزار هزار گناه از او محو گردد، و هزار هزار درجه ترفیع یابد، و از كسانى باشد كه در قیامت هم صحبت با پیغمبر صلى الله علیه و آله باشد تا مردم از حساب فارغ شوند و حاملان عرش با او مصافحه نمایند و به او گویند: هر حاجت كه مى خواهى بخواه و ضارب او را بیاورند به مقام حساب و بدون سوال و جواب باز وى او را بگیرند و ببرند و نزد فرشته اى ، پس به شربتى از حیم جهنم و شربتى از غسلین به او دهند و او را بر كوه هاى آتش مقام دهند، به او گویند بچش آنچه را از براى خود مهیا كردى به دست خود كه مهمان خدا و رسول را زدى و اذیت كردى .
پس آن مضروب را به نزد در جهنم آورند، و بگویند: ببین زننده خود را و آنچه به او رسیده است از عذاب الهى است آیا سینه ات شفا یافته است و به قصاص خود رسید ؟ مى گوید: حمد خدا را.

شانزدهم : از امام صادق علیه السلام نقل شده : اولین قطره اى كه از خونش ‍ ریخته شود جمیع گناهانش آمرزیده شود، و ملائكه طینت اصلیه او را مى شویند تا در برابر پاك شود مانند طینت انبیا، از آنچه با او مخلوط بوده است از طینت كفار، و قلب او را بشویند تا اینكه منشرح گردد، و از ایمان مملو شود، و خدا را ملاقات نماید پاك و پاكیزه ، از جمیع معاصى و صفات رذیله و شفاعت او را قبول نمایند در حق اهل بیتش ، و هزار نفر از برادرانش ، و ملائكه و جبرئیل و ملك الموت بر او نماز كنند، و كفن و حنوط او را از بهشت بیاورند، و قبر او را وسیع نمایند، و چراغ ها در قبرش روشن كنند، و درى از بهشت به سوى او گشایند، و ملائكه تخفه ها از بهشت براى او بیاورند و بعد از هیجده روز او را به حظیر قدس بالا برند پس با اولیاى خدا باشد تا نفخه صور او را دریابد ، و بعد از نفخه دوم از قبر بیرون آید، پس ‍ اول كسى كه با او مصافحه كند پیغمبر صلى الله علیه و آله باشد و امیرالمومنین و اوصیا و بشارتش دهند و بگویند: با ما باش پس او را بر حوض بدارند، پس آب بیاشامد، و به هر كه بخواهد بدهد.



معاویه در طول خلافت بیست ساله خود پایه هاى حكومت فرزند فرومایه اش یزید را كه عصاره فساد و ثمره شجره اموى بود، محكم و استوار ساخت . پس از مرگ معاویه مردى روى كار آمد كه نه تنها تربیت دینى نداشت ، بلكه با اسلام پیامبر بر اساس كینه توزى هاى دوران جاهلیت و جنگ هاى بدر و احد و احزاب شدیدا مخالفت بود.
حكومتى كه باید محقق رسالت اسلام مجرى قوانین و حدود نماینده افكار و آراى مسلمانان و تجسم روح جامعه اسلامى باشد به دست مرد پلیدى افتاد كه آشكارا موضوع رسالت و وحى محمد صلى الله علیه و آله را انكار مى كرد و به سان جد خود ابوسفیان همه را پندارى بى نمى دانست.آیا در چنین اوضاع و احوال ، و با انتشار فساد در حوزه هاى حكومت اسلامى و نفوذ عناصر مرتجع كه مى خواستند اوضاع را به دوران جاهلیت بازگردانند، حضرت حسین بن على علیه السلام كه نمونه تقوا و پرهیزكارى و سمبل آزادى و یگانه حامى دین و یاور پیامبر بود مى توانست دست بیعت به چنین مردى بدهد و بر جنایات و ستم كارى هاى و منویات پلید او صحه بگذارد. هنگامى كه ولید استاندار مدینه امام علیه السلام را به استاندارى دعوت كرد و نامه یزید را براى او خواند و از حضرت خواست كه با یزید بیعت كند، وى در پاسخ گفت : انا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائكه ، بنا فتح الله و بنا ختم
ما خاندان نبوت و رسالت و مركز آمد و رفت فرشتگان و محل نزول رحمت خدا هستیم و...
یزید مردى است فاسق و بزهكار، شراب خوار، قاتل بى گناهان و متاجر به فسق ، مثل من با این سوابق درخشان با چنین كسى بیعت نمى كند.

بدین گونه امام (ع) با نهضت خلافت و سازنده خود، ماهیت كثیف این حكومت را به مسلمانان جهان نشان داد و پرده از روى منویات خطرناك آن برداشت و سرانجام احساسات مردم را علیه امویان بسیج نمود. چیزى نگذشت كه درتمام اقطار اسلامى نهضت هایى روى داد كه منجر به نابودى كامل حكومت امویان شد.
در زمان معاویه مردان شجاع و نامى فراوانى از مسلمین چون حجر بن عدى و رشید هجرى را به جرم حب اهل بیت و ولاى على علیه السلام كشتند. علاوه بر همه اینها معاویه با تمهید مقدماتى ننگین ، سبط اكبر رسول خدا صلى الله علیه و آله یعنى امام دوم شیعیان جهان حسن بن على علیه السلام را مسموم و شهید مى سازد



محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل  نیز در ماه محرم رخ داده است.



خدایا! به سوی تو می ایم، از عالم و عالمیان می گریزم ، تو مرا در جوار رحمت خود سكنی ده.

خدایا !تو را شكر می كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزانی داشتی ،تا گاهگاهی از دنیای مادی دركذرم، وآنجا جز وجود تو را نبینم، و به جز بقاءتو چیزی نخواهم.

خدایا! ارشادم كن كه بی انصافی نكنم، زیراكسی كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا ! پستی دنیا و ناپایداری روزگار راهمیشه در نظرم جلوه گر سازتا فریب زرق و برق عالم خاكی مرا از یاد تو دور نكند.

خدایا! می خواهم فقیر و بی نیاز باشم كه جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی  و عظمت تو غافل نگرداند.



سپاس بیكران خداوندى كه شهادت در راهش را نصیب من كرد. خداى بزرگ شكرت را مى‏گویم كه هم اكنون ‏پس از عمرى گناه و معصیت ما هم لیاقت پیدا كردیم؛ البته هنوز ما لیاقت مقربان و مخلصان درگاهت را پیدا نكرده‏ایم.

خدایا، چقدر این دنیا بى‏ارزش بود كه من اینقدر براى آن تلاش مى‏كردم. اى خدایى كه طپش‏هاى یك‌به‌یك‏ قلبم، نفس‌هاى ثانیه‌به‌ثانیه‏ام در دست توست و تو اختیار آن را دارى، گناهانم را ببخش.

خدایا، آتش این فتنه را به نفع اسلام و مسلمین خاتمه بده.

خدایا، شكرت مى‏گوییم كه ما را از جهل و نادانى2500 ساله نجات دادى و به ما نعمتى عنایت كردى كه راهنماى ما در طول زندگی‌مان باشد. رهبرى كه ما را از منجلاب‏ فسادى كه در آن غوطه‏ور بودیم نجات داد.

خدایا، شكرت مى‏گوییم كه به وسیله جبهه، حداقل از گناهانم كم شد؛ كمى راه نزدیكى به تو پیدا كردم و كمى ‏اخلاقم پسندیده شد.

خدایا، در جبهه عاشقان تو را دیدم، در جبهه لیاقت پیدا كردم با محبان تو رفت و آمد كنم و سخن بگویم، ولى ‏افسوس كه همه دوستان تو از پیش ما رفتند، هم‏اكنون پیش خودم فكر مى‏كنم مى‏بینم دیگر بدان صورت كسى را ندارم.

خدایا به حق ناله‏هاى سوزناك مادران و پدران شهداى جنگ. خدایا، به حق اطفال معصوم شهیدان، خدایا به‏حق خانواده‏هاى خانه از دست داده، خدایا به حق معلولین و مجروحین، خدایا به حق معلولین كه اعضاى بدنشان را درراه جهاد علیه دشمن از دست داده‏اند و به حق تمام داغداران این جنگ این فتنه را به نفع اسلام و مسلمین به پایان ‏برسان و عظمت اسلام و مسلمین را زیادتر بفرما.خداوندا سپاهیان محمد را به مقصد نهایى برسان.  



چكیده ای از مناجات شبانه خلبان شهید حسن كدخدایی

سنگر انفرادی

سپاسم را بپذیرو بهترین لذت‌های آخرتی و دنیایی را به من عطا كنو آن لذت بهترینی كه می‌دهی در عبادت قرار ده.

خدایا به من آنی عطا كن كه به كار گرفتن آن از مقربین تو باشم .خدایا تو جانم دادی و تو جانم را خواهی گرفت.

مرا در آن راهی قرار ده كه هیچ‌گاه در لحظه جان دادنحسرت غفلت نخورم.

خدایا به من نعمت‌ها دادی كه نه قدرتش را دانستم ونه لیاقتش را داشتم.

مرا زبانی ده كه سپاسگزار تو باشم.خدایا به من دانشی ده كه تو را بهترین بشناسم.

و زبانی كه تو را بهترین وصف كنمو هوشی كه تو را بهتر درك كنمو حافظه‌ای كه تو را همیشه بهترین در نظر گیرم و ذهنی كه تو را دائم در ذهن گیرم.به من بینایی‌ای ده كه تو را همیشه ببینم.

و احساسی عطا كن كه تو را همیشه در خود حس كنم.خدایا تو خدایی، تو آفریننده‌ای و من هیچ لیاقت آن ده كه به دیدارت نایل آیم.خدایا هرگز مرا به خودم وامگذار كه بی‌تو همیشه هیچم.خدایا هر چه بگویم ناكافی است، هر چه بخواهم و تو بدهی لازم و هر چه درك كنم ناكامل و هر چه حس كنم كم محسوس.

خدایا آنی به من عطا كن كه با داشتنش تو را بهتر درك كنم.



قال رسول الله(ص): ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة. همانا حسین، چراغ هدایت و کشتی نجات است.

آیینه احمدی صفات است، حسین                       در عشق خدا فانی و مات است، حسین

طوفان زدگان! رو به کجا می آرید؟                    جایی که سفینه ی نجات است، حسین

محمد جواد غفور زاده«شفق»





تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 | 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic