دعای فرج عطش - مطالب دی 1389
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب چیست؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ما سربازان گمنام امام زمان (عج) در پی آنیم که در این وبلاگ به بحث ولایت و مهدویت پرداخته و آنگونه که بایسته و شایسته است بتوانیم در این مسیر قدمهای مثمر را برداشته و رضایت حق تعالی را کسب کرده و لبخندی دلنشین بر لبان مولایمان امام خامنه ای (مدظله) بنشانیم .
انشاالله ...
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی


تبریز بیدار


 گلشن راز

ذکر روزهای هفته وصیت شهدا
ابر برچسب ها

مرحوم آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی

در مجلس اهل بیت(ع) باید طوری حاضر شد که احساس نشود جلسه استراحت است، مجلس اهل بیت(ع) ضمن اینکه موجب حفظ شعائر است و بر هر کس لازم است به هر نحو ممکن درآن شرکت کند، مجلس روضه، مجلس احترام به آن خاندان و ذکر فضایل و مناقب آنها(ع) نیز هست؛ از این رو شخص باید با هیأتی حاضر شود که خود را ناچیز حساب کند؛ هر چند که مرجع تقلید باشد، بنابراین جای مرا طوری قرار ندهید که احساس شود خود را چیزی حساب کرده ام. من به عنوان ابراز ارادت و عمل به تکلیف و عشق و علاقه و محبت به خاندان اهل بیت(ع) حاضر می شوم و امیدوارم این حضور ذخیره ای باشد برای روزی که:«یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ و لا بَنونَ».



آیت الله العظمی نوری همدانی

مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله (ع) مکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه ی جوشان ارزشهای اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه ها و موجها و با به حرکت در آوردن احساسات و عواطف الهام بخش کلیه ی نهضت ها و قیامهایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته بوده است و همواره مجاهدین اسلام با قیام هایی علیه ظلم و ستم به جای آوردند – که نمونه ی آنها را در زمان خود دیدیم – نا م حسین بر لب و اشک حسینی در چشم و هوای کربلا و عاشورا در سر داشتند تا موفق شدند که پیروزی خون بر شمشیر را ثابت و بیان بلند حضرت رسول اکرم(ص) «حسین منی و انا من الحسین» را معنا کنند و ایام محرم و عاشورا همیشه زنده کنندی آن خاطره و به جوش آورنده ی خونهایی است که در دل علاقه مندان این مکتب موج می زند.



مگر همین کوفیان برایت نامه ننوشتند که در انتظار توئیم و والیان را به رسمیت نمی شناسیم؟ مسلماّ با شمشیر و نیزه به استقبالت نیامده اند. بلکه آمده اند مقابل تو سد شوند.

اینها به پدرت وفا نکردند، با برادرت عهد شکستند و قاصدت مسلم را در کوچه ها تنها رها کردند؛ به تو نیز رحم نخواهند کرد. اینان شرم را خورده اند و حیا را قی کرده اند که اینگونه خیانت به فرزند رسول خدا(ص) را به غضب عبید الله ترجیح داده اند.

گویی همه ی کوفیان که تو را خواندند در این سپاهند!

دلهره ای عجیب قافله ات را فرا گرفته و همه در تعجبند که این سپاه عظیم این جا چه می کند؟

چقدر آشناست فرمانده این سپاه؛ آری او حر بن یزید ریاحی است!

                                                                                                          ادامه دارد.....

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

کربلا یک حادثه نبوده و بلکه یک جریان تاریخی بود، گفت:باید قیام امام حسین(ع) و اهداف آن حضرت برای همگان تبیین شود تا کسی کربلا را تنها یک حادثه نداند. ما با برگزاری مراسم های عزاداری به تمام عالمیان اعلام می داریم که مدافع مظلوم و در جنگ با ظالمان جهان هستیم و این نشان دهنده ی هدف عاشورایی در کشور است.

دشمنان اسلام عزاداری عاشورای حسینی و مراجع تقلید را دو مقوله ی مزاحم اهداف خود می دانند، تصریح کردند: سعی کنید این دو موضوع حفظ شود.



مرحوم آیت الله قاضی طباطبایی

در مستحبات تعزیه داری و زیارت حضرت سید الشهداء مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمی شود و اگر هفتگی ممکن نشد، دهه ی اول محرم ترک نشود.

مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی بهجت

قهراََ این کسانی که می گویند: این مداحی چیست؟ مصیبت خوانی چیست؟ اشک ریختن چیست، این قدر احمق هستند که نمی فهمند این اشک طریقه تمام انبیاء(ع) بود برای شوق لقاء الله، برای تحصیل رضوان الله، و مسأله دوستان خداهم از همین باب است. محبت اینها هم اگر در فرح اینها و مصیبت و حزنشان اشک آورد، این هم همان طور است [مثل گریه برای شوق و خوف خداست.] دلیل خیلی است؛ اول اینکه همه انبیاء(ع) از خوف بکاء داشتند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ انبیا(ع) کارشان همین بوده است اگر کسی انبیا(ع) را قبول دارد باید بکاء اینها را هم قبول داشته باشد.

و همچنین[از ادلّه بر مطلب] این مسأله است که [در روایات] وارد شده و منصوص و ثابت است، در اذن دخول حرم سید الشهداء(ع) که [شخص بگوید:]«ءاذن یا الله، ءادخل یا رسول الله، ءادخل...» و از تمام ائمه(ع) استیذان می شود.(بعد در ادامه روایت هست که): «فان دمعت عینک فتلک علامه الاذن». اگر اشکی از چشم آید، علامت این است که به تو اذن داده اند. این اشک چشم، به اعلی علیین مربوط است. اما کیست که این مطلب را بفهمد، کیست که عاقل باشد؟! اما نادانها می گویند: اشک چیست - نعوذ بالله – خرافات است، اینها چیست؟! این اشک چشم، به آن بالا مربوط است.

پس، باید بدانیم که یک واجب بزرگی بر دوش همه است، معلمین به وسیله ی تعلیم و بر مادحین به عمل به اینها بفهمانند که از محبت اهل بیت علیهم السلام نباید دست بر داشت، همه چیز توی محبّت است، اگر چیزی داریم از محبت است.

باید بدانند که همان مودت ذی القربی را که در قرآن هست، دارنده پیاده می کنند، چه ذکر فضائل اهل بیت علیهم السلام باشد و چه ذکر مصائب آنها؛ همه اینها ادا کردن اجر رسالت است؛ تثبیت کردن مردم را به «قرآن» است.

چه خوب که از مکه خارج شدی والا در همان حرم امن الهی باید با اینها دست و پنجه می فشردی و در مقابل مسجد الحرام خونت را جاری می کردند. فقط خدا می داند و تو که اگر راهی بیابان نمی شدی در همان مدینه مقابل آرامگاه رسولش(ص)، روی همان خاکی که مادر گرامی ات بر آن گام می نهاد، در سایه سار همان نخلستانی که پدرت علی(ع) آبیاری می کرد و یا در همان مسیری که پیکر مطهر برادرت تیر باران شد. خونت را جاری می کردند که با یزید بیعت کنی. و مدینه دفتر خاطرات جگر خونین زینب(س) می شد. پس باید از مدینه خارج می شدی و « فخرج من بیته خائفا یترقب » سر می دادی.                         

                                                              ادامه دارد....



حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

در مورد مسأله ی محرم و عاشورا، باید بگویم که روح نهضت ما و جهتگیری کلی و پشتوانه ی پیروزی آن، همین توجه به حضرت ابی عبدالله(علیه الصلاة و السلام) و مسایل مربوط به عاشورا بود. شاید برای بعضیها، این مسئله قدری ثقیل به نظر برسد؛ لیکن واقعیت همین است. هیچ فکری- حتی در صورتی که ایمان عمیقی هم با آن همراه باشد- نمی توانست توده های عظیم میلیونی مردم را آن چنان حرکت بدهد که در راه انجام آنچه احساس تکلیف می کردند، در انواع فداکاری ذره یی تردید نداشته باشند.

اساسا مادامی که ایمان، با محبت و عشق عمیق و رنگ و بوی پیوند عاطفی همراه نباشد، کارایی لازم را ندارد. محبت است که در مقام عمل و تحریک- آن هم در حد بالا- به ایمان کارایی می بخشد. بدون محبت نمی شد ما نهضت را پیش ببریم. بالاترین عنوان محبت، در مسأله ی کربلا و عاشورا و حفظ یادگارهای گرانبهای فداکاری مردان خدا در آن روز است که برای تاریخ و فرهنگ تشیع، به یادگار گذاشته شده است.

 



مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

گریستن بر مصائب اباعبدالله الحسین(ع) علاوه بر آن که یک امر دینی و عاطفی است اما در عین حال یک امر کاملا عقلایی و منطقی نیز هست. این امر اختصاص به مکتب اسلام و تشیع ندارد بلکه پیروان هر مکتبی نسبت به مصائب بزرگی که بر آنها وارد می شوداز این طریق اظهار تأثر میکنند. پیامبر اکرم(ص) در فوت فرزند خردسال خود ابراهیم گریست.



آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

ماه محرم مدرسه و دانشگاهی است که هر کس فراخور معرفت و بینشی که دارد از آن بهره مند می شود و همه شاگرد این مکتب هستند. ما به این خط مشی ها و عزاداری ها و سوگواری ها برای حسین(ع) و به برنامه های سازنده و تعهد بخش عاشورا و مجالس روضه، به همه افتخار می کنیم و این مراسم را، البته در محدوده ی التزام به حفظ تمام ضوابط شرعی، همه ساله احیا می کنیم و با اسلام و دین و مذهب تجدید عهد می نماییمو همچنین عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) و زیارت او را موجب مغفرت و آمرزش گناهان می دانیم و برای این برنامه ها، معانی عالی و تفسیرهای بلند داریم.



امام روح الله موسوی خمینی (ره)

این خون سید الشهدا است که خون های همه ملت های اسلامی را به جوش می آوردو این دسته جات عزیز عاشوراستکه مردم را به هیجان می آوردو برای اسلام و حفظ مقاصد اسلامی مهیا می کند.

مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبه عقل بر جهل و عدلبر ظلم و امانت بر خیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است هر چه باشکوه تر و فشرده تر بر پا شود و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم هر چه بیشتر افراشته شود.

تمام این وحدت کلمه ای که مبدا پیروزی ما شد برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد

اهل منبر- ایدهم الله تعالی- کوشش کنند در این که مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامی و مسائل سیاسی- اسلامی مسائل اجتماعی- اسلامی و روضه را دست از آن بر ندارید که ما با روضه زنده هستیم.



سلام. دلم گرفته است، آسمان در گلویم زندانیست، دلم از مژه هایم جاریست، و چشمهایم در لحظه ی تاریخ، بی تو باریده است. درمن، تمام بتهای تاریخ شکسته است، هر چند بت پرستان مدرن هر لحظه بتی را علم می کنند. دلم، این حسین آباد، دیریست که بهانه ی تو را می گیرد و نامت را عاشق شده است. دلم برای تو تنگ شده است، نه از آن جهت که دردی دارم، بلکه بدان علت که بی دردی جهان، جوانی ام را پیر می کند. جهان دوباره نام تو را می طلبد و کربلایت را، تا سر بریده ات منزل به منزل خدا را نازل کند و آینه در آینه نفست را پژواک شود. من تو را عاشقم تا دستم را بگیری و پس کوچه های روشن زندگی را راهنمایم باشی. نام تو خورشیدی است که زمین با تمام کوههایش به طوافش احرام بسته است. از تو همان هیهات من الذله کافیست تا جهانی را شاه چراغ باشد و تمام درهای بسته را شاه کلید، و تمام زمینهای سرد را آفتابی که حیات را برویاند. راستی تو در آن ظهر مقدس و گرماریز، که هزار صبح تا قربانگاهش دویده اند، چه دیده ای که نازکای گلویت هزار تیغ کج آیین را پاسخی درست شد؟ تو در آن خاک آسمانی، آن گودال سر بلند چه چیز را تماشا کردی که سرشارتر از همیشه تا کوفه، تا شام، تا هر کجا که ظلم آباد است خدا را آیه آیه باریدی؟ تو چه دیده ای که عاشق تر از همیشه خدا را رصد کردی؟ کدام جام سیرابت می کرد که دجله و فرات حقارت خود را گریستند و تا لبهایت بالا نیامدند؟ کدام خورشید در دلت می ورزید که تمام شبها را یک تنه به مبارزه طلبیدی؟ کدام دریای عطش در تو جاری بود که فرات هم پاسخگوی تشنگی ات نبود؟ تو در کدام ارتفاعی که هیچ بحری تا گلویت ارتفاع نیافت؟ تو در کدام باران باریدی، از کدام ابر مقدس، که جهانیان نام تو را بر لب ترانه می کنند؟ تو از کدام آسمان آمدی که روح بلند تو را هیچ قصیده ای گنجایش نیست؟ نام تو واژه ای است که ناگهان سلام را بر لبها جاری می کند و آبها از ازل تا ابد شرمساریشان را بر خاک می گریند. تو کیستی که دست ها از آسمان به یاد تو بر سینه می بارد؟ 

مهربان! من تو را بزرگتر از آن می بینم ک اشک هایم لایقت شوند. تو را حاضر تر از آن می دانم که در فراقت ببارم. تو را عاشقم آن سان که در قتلگاه خروشیدی، نه آن سان که خلقی تو را تشنه می بینند.

مهربان! تو مظلومتر از کربلایی و کربلا مظلومتر از تو، تو در سراسر تاریخ هر روز شهید می شوی، امروز مظلومتر از دیروز و فردا مبادا که این جمله را تجربه تکرار شوم. باید به خودم برگردم و در برابرت ببارم. باید در این جهانی که گیاهان سربریده می رویند و تمام درهایش دیوارند، و مردم فلق را تا شفق پشت به خورشید در حرکتند، تو را به نام بخوانم. حسین واژه ای است که تمام آب ها به یادش نوشیده می شود.



هنگامی که حضرت نوح (ع) برکشتی سوار شد و روی زمین را گردش نمود و به زمین کربلا رسید ،  زمین کربلا کشتی او را نگاه داشت . حضرت نوح از خطر غرق شدن ترسان شد و گفت:

الهی طفت جمیع الدنیا و ما اصابنی فزع مثل ما اصابنی فی هذه الارض، پروردگارا من جمیع دنیا را گردش کردم و درهیچ موضعی نظیر این زمین خوفناک ندیدم .

فنزل جبرئیل و قال: یا نوح فی هذاالموضع یقتل الحسین سبط محمد (ص) خاتم الانبیاء و ابن خاتم الاوصیاء ، در این موقع جبرئیل نازل شد و گفت : اینجا مکانی است که سبط خاتم انبیاء و فرزند خاتم اوصیاء کشته خواهد شد.

نوح گفت: قاتل او کیست؟ جبرئیل گفت: قاتل او کسی است که اهل هفت آسمان و زمین او را لعنت ومی کنند . پس، لعنت کرد او را نوح 4 مرتبه . پس کشتی حرکت کرد تا کوهی ظاهر شد و بر آن قرار گرفت.



شیعیان؛ دیگر هوای نینوا دارد حسین                     روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست چشم             مروه پشت سر نهاد. اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتادو دو ذبح عظیم                     بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب              کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند                تا به جایی که کفن از بوریا دارد علی

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست                      هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان، زخمه ای          گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

اشک خونین گوبیا بنشین به چشم «شهریار»            کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

مرحوم استاد شهریار



هنگامی که گذر حضرت ابراهیم (ع) به کربلا افتاد و به قتلگاه امام حسین (ع) رسید اسبش به رو درآمد . آن حضرت از بالای اسب برزمین افتاد ، سرش شکست و خون جاری شد . زبان به استغفار گشود و گفت: پروردگارا، آیا از من گناهی صادر شده است ؟

جبرئیل نازل شد و گفت: گناهی از تو سر نزده بلکه دراین مکان سبط خاتم انبیاء شهید خواهد شد و خون تو به موافقت خون او جاری گردید.

حضرت ابراهیم گفت:قاتل او که خواهد بود؟ گفت:

آن کسی که اهل آسمانها و زمین او را لعنت خواهند کرد.





تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 | 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic