بسم رب الشهداء و الصدیقین

هویزه مرز زمین و آسمان است. همان نقطه ای است كه به آن افق می گویند. افق پرواز شهدایی كه زودتر از دیگران شناختد، درك كردند و پرواز را انتخاب كردند.اكثرشان دانشجو و دانش آموز بودند.شاید میانگین سنی شان به زحمت به بیست برسد. درباره هر كدام كه بپرسید از علاقه بی حدشان به امام خواهید شنید و از عشقشان به ولی فقیه زمانشان. اكثرا كتاب ولایت فقیه امام (رحمه الله علیه) را خوانده بودند.



آن روزها كه هنوز جوانان مست عطر شهادت نشده بودند و پلاك و چفیه و سربند به خون شهدا آغشته نشده بود؛ عده ای  از جنس بصیرت رفتند و جان شیرین خود را پای امامشان ریختند و عاشقانه پر زدند.

آنها هم می توانستند بمانند و مانند بسیاری درس بخوانند و لیسانس بگیرندو بعد ... اما تاریخ و پزشكی و كامپیوتر و شیمی و دامپزشكی و داروسازی و... هیچ كدام بهانه نبودند امام امر فرموده بودند كه عراق باید عقب رانده شود. عقل بشری با تمام حسابگری های وسوسه انگیزش می گفت بمان و درست را بخوان شاید روزی دیگر هم نوبت رفتن تو شود. اما عمق معرفتشان به رهبری امام بود كه آنها را به مبارزه می خواند.

بصیرت یعنی بتوانی بین تنهایی رهبرت و علائق خودت رهبرت را انتخاب كنی...

بصیرت یعنی اینكه همیشه در ذهن داشته باشی غربت امام علی (علیه السلام) را؛ همان غربتی كه موجب شدامام علی ( علیه السلام)، از تنهایی سر در چاه غربت فرو برند.

بصیرت یعنی بدانی در هر زمان امتحانی پیش رو داری و این تو هستی كه باید انتخاب كنی بین زمینی ماندن و آسمانی شدن.

بصیرت یعنی بین رفتن و ماندن؛ بین عقل و عشق؛ بین خانواده و وطن؛ بتوانی یكی را نتخاب كنی و پای آرمانت بایستی.

و این صفت مشترك بین همه آنهاییست كه در هویزه با چند قبضه آر پی جی و چند كلاش ایستادگی كردند .

راز جاودانگی این شهدا بصیرتشان بود...

علم الهدی،  دهش ور  ،  قدوسی ،  فاضل،  كریمی ثانی ،  مختاری،  فتاحی و همه آنهایی كه رفتند تا راه امام باقی بماند.

روایت غریبی دارد بصیرت.

بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (علیه السلام) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.1

و این تو هستی كه انتخاب می كنی بین عزت رفتن و ذلت ماندن.


منبع:http://howeyze.blogfa.com/




برچسب ها :
هویزه ,  شهید ,  بصیرت ,  جانباز ,  شهادت ,